قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4920

تاريخ الفي ( فارسى )

جماعتى از اكابر و اعيان را همراه ايلچى به درگاه فرستاد و اظهار طوع نموده . آن حضرت ايلچيان ايشان را خلعت داده رخصت كرد . و چون ده روز در آن منزل توقف شد و علف ناياب گشت ، كوربختان خبر دادند كه در غوطهء دمشق علفزار خوب هست . بدين جهت لشكر منصور كوچ كرده به آن طرف روان شد . و مصريان از غايت نادانى اين معنى را بر ضعف و معاودت حمل كرده به خود قرار دادند كه به وقت كوچ لشكر را ترتيب نمودن ممكن نيست . اگر فوجى از عقب لشكر درآييم كار بسيار از پيش خواهيم برد . و جمعى كثير از سوار و پياده بيرون آمدند و آن‌قدر لشكر در ظاهر دمشق جمع شد كه آن‌قدر جمعيت يك جا به هم نشان نمىدهند . و صاحبقران را قراولان آگاه كرده آن حضرت روى شجاعت به دفع ايشان آورده فرمود كه لشكريان فرود آمدند و از احمال و اثقال پيش خود پناهى ساختند و فى الحال خيمه و خرگاه برپا كردند . آن حضرت بعد از دو ركعت نماز به رسم معهود سلاح جنگ پوشيده سوار شد و لشكر جوانغار تمام در اين وقت رسيدند و سپاه شام نزديك آمده جنگ شد . و شاهزادگان برانغار سر خود را به جنگ رسانيده هرجا يك فوج به جنگ مشغول شد . و آن‌قدر مخالف رسيده بود كه جنگ به همهء افواج صاحبقران رسيد . و بعد از كوشش بسيار شكست يافتند . و اين واقعه در سه‌شنبه نوزدهم جمادى الأول سنهء مذكور بود . و اميرزاده سلطان حسين كه با لشكر مصر همراه بود ، در معركه به دست توپلاق قوچين « 1 » كه از نوكران اميرزاده شاهرخ بود ، گرفتار شد و عنان اسب او را گرفته به نظر اميرزاده شاهرخ درآورد و به عرض صاحبقران رسانيد . حكم قيد و حبس شد . و بعد از چند روز به شفاعت اميرزاده شاهرخ او را چوب يا ساق زده بگذاشتند . و لشكر منصور مصريان را تعاقب كرده بسيارى از ايشان را به قتل آوردند . و شب در ميان آمده روز ديگر لشكر صاحبقران كوچ كرده حكم فرمود كه لشكر يراق جنگ درپوشند و صف آراسته روان شوند . و در پيش صف‌ها فيلان را بازداشته به موجب حكم ترتيبى كه عقل از مشاهدهء آن حيران مىشد ، روان شدند . از اول برانغار تا آخر جوانغار سه فرسخ زمين لشكر يسال « 2 » كشيدند و به محلى بلند كه بر شهر مشرف بود براندند . و تمام مردم شهر كه تا غايت بر كميّت و كيفيت لشكر آن حضرت اطلاع نداشتند ، آن جمعيت را به نظر درآورده متحير شدند . و لشكريان سورنى انداخته نزديك شهر بر كنار جويى فرود آمدند و پيش خود را مستحكم كردند .

--> ( 1 ) . ق : بىنقطه . ( 2 ) . م : يسل . يسال : جناح لشكر ، صف چهار تا چهار تا .